یا رحمن این جان شهراست وقتی طلوع آفتاب با نوارهای طلایی اش چشمانت را نوازش میکند ناگزیر می شوی که برای یک شروع،یک روز و تلاشی دیگر خانه را ترک کنی هرچند دل کندن از خانه ای که در آن ترنم عشق پا برجاست سخت است … مردم شهر را می بینی که هر یک مقصد و… بیشتر »
آرشیو برای: "آذر 1397"
یارفیق من لا رفیق له وقتی احساس تنهایی میکنی… وقتی همه چیز دست به دست هم میده که کم بیاری… وقتی اونقدر شکستی که با هر تَقّی دلت می شکنه وقتی لبت خندونه اما دلت عجیب غمگین انگار یه چراغی اعماق دلت داره روشن میشه و یه صدایی از اعماق… بیشتر »
یا لطیف با اینکه حالم مساعد نبود برای رفتن،با تمام وجود ازش خواستم که بذاره بیام ،هر دفعه که میرفتم مریض می شدم و اینبار هم که کلا حال جسمیم قبل رفتن اصلا مساعد نبود می ترسیدم اما یه چیزی تو ته دلم می گفت غمت نباشه ازش بخواه،بخواه حتما کمکت می کنه.… بیشتر »
آخرین نظرات